المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
609
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
[ 278 ] « إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً » و عموم قول رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) كه مىفرمايد : « كسى كه نذر كرده است كه در موردى اطاعت خدا كند ، پس مىبايست اطاعت نمايد » . « 1 » مرحوم سيّد مرتضى عدم انعقاد آن را با ادّعاى اجماع اظهار نموده است و چون غلام ثعلب نقل نموده است ، كه « نذر » در لغت وعدهء مشروطى است ، پس شرعا اين چنين مىشود ؛ چون در لغت آنان به اين صورت درآمده است و اصل آن است كه نقل و انتقال صورت نگرفته باشد و گويندهاى پاسخ داده است كه اجماع وجود ندارد و تحقّق نيافته است و نقل را منع مىكنيم . چون نقل ديگرى هست كه نذر وعدهء به غير شرط مىباشد و اين معنى در اشعار آنان نيز پيدا شده است . مانند قول جميل « فليت رجالا فيك قد نذروا دمى و همّوا بقتلى يا يبيّن لقونى » خبردار شدم مردانى در قبيلهء تو هستند كه خون مرا نذر كردهاند و به قتل من اهتمام ورزيدهاند ، پس اى ثبين مرا دريابيد . 3 - نذر ، يك عبادت لفظى است عهد و يمين هم عبادت لفظى هستند . پس تنها نيّت قلبى كفايت نمىكند . هرچند شرط بدون تلفّظ بوده باشد ، ولى برخى فقها به نيّت قلبى بسنده كردهاند كه براساس آن دليلى نيست . [ 279 ] آيهء دوّم : « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً » ؛ « 2 » « آنان كه به نذر خود وفا مىنمايند و از روزى مىترسند كه شرّ آن منتشر است . اين آيهء كريمه در حقّ على و فاطمه ( عليهما السّلام ) نازل شده است و داستان آن مشهور است و استدلال با آن آيه از دو نظر است : 1 - اين آيه در مقام مدح و توصيف آنان آمده است و اين امر دليل رجحان وفا به مىشود . 2 - رديف نمودن وفا به خوف از شرّ روز قيامت در اين امر هم دلالت بر وجوب وفا به عهد مىباشد ، چون در ترك امر مستحبّى خوف و عقاب وجود ندارد . كلمهء مستطير ، به معناى منتشر مىباشد .
--> ( 1 ) . المجموع ، شرح مهذّب ، ج 8 ، ص 452 . ( 2 ) . سورهء دهر ، آيهء 7 .